بهروزرسانی حقوقی سپتامبر ۲۰۲۶
مقدمه
ادعای حمایت بینالمللی یک شهروند ایرانی ممکن است بر عقیده سیاسی، دین، جنسیت، هویت جنسیتی، گرایش جنسی یا ترکیبی از این عوامل استوار باشد. ذکر یکی از این عوامل بهتنهایی به شناسایی وضعیت حمایتی منتهی نمیشود. ارزیابی حقوقی به وجود خطر آزار یا آسیب شدید، شخصیبودن خطر، ارتباط آن با سبب حمایتی و نبود حمایت مؤثر در کشور تابعیت وابسته است.
درخواستهای ناشی از رویدادهای ایران، به دلیل محدودیت جغرافیایی ترکیه، در چارچوب پناهندگی مشروط یا حمایت ثانویه بررسی میشوند. پناهندگی مشروط مستلزم ترس موجه از آزار به سبب نژاد، دین، تابعیت، عضویت در گروه اجتماعی معین یا عقیده سیاسی است. حمایت ثانویه زمانی مطرح میشود که این ارتباط پنجگانه احراز نشود، اما بازگشت شخص خطر مجازات اعدام، شکنجه یا رفتار غیرانسانی یا تحقیرآمیز، یا تهدید جدی فردی ناشی از خشونت بیضابطه در مخاصمه مسلحانه را ایجاد کند.
هیچ نتیجهای صرفاً از ایرانیبودن، زنبودن، تعلق به اقلیت دینی، داشتن عقیده مخالف یا اعلام گرایش جنسی به دست نمیآید. در مقابل، نبود حکم کیفری، بازداشت پیشین یا سند رسمی نیز بهتنهایی خطر آینده را منتفی نمیکند. تصمیم بر پیوند میان وضعیت عمومی ایران در زمان ارزیابی و ویژگیها و تجربههای شخص معین استوار است.
ساختار حقوقی ارزیابی
ارزیابی پناهندگی مشروط از چند پرسش حقوقی جداگانه تشکیل میشود: آیا رفتار مورد انتظار در صورت بازگشت به حد آزار میرسد؛ آیا احتمال خطر نسبت به شخص واقعی و موجه است؛ آیا خطر با یکی از پنج سبب قانونی ارتباط دارد؛ عامل خطر چه شخص یا نهادی است؛ و آیا حمایت مؤثر و پایدار در ایران در دسترس قرار دارد.
آزار میتواند از یک عمل بسیار شدید یا از مجموعه اقداماتی شکل گیرد که در کنار هم نقض شدید حقوق بنیادین ایجاد میکنند. تهدید جان یا آزادی، شکنجه، خشونت جسمی یا جنسی، بازداشت خودسرانه، مجازات نامتناسب یا تبعیضآمیز و محدودیتهای انباشته با پیامدهای شدید میتوانند در این مفهوم قرار گیرند. هر تبعیض، فشار اجتماعی، اختلاف خانوادگی یا محدودیت قانونی بهتنهایی به حد آزار نمیرسد.
سبب حمایتی لازم نیست تنها علت رفتار باشد. وجود چند انگیزه مانع شناسایی ارتباط نیست، مشروط بر آنکه عقیده سیاسی، دین، تابعیت، نژاد یا عضویت در گروه اجتماعی معین در ایجاد یا تشدید خطر نقش واقعی داشته باشد. همچنین ویژگی منتسبشده از سوی عامل آزار میتواند همانند ویژگی واقعی اثر حقوقی داشته باشد.
ارزیابی فردی و اطلاعات کشور مبدأ
ماده ۷۸ قانون شماره ۶۴۵۸ تصمیمگیری فردی را مقرر میکند. شرایط عمومی کشور مبدأ و شرایط شخصی متقاضی با یکدیگر سنجیده میشوند. اطلاعات کشور مبدأ زمینه وقوع ادعا، رفتار با گروههای مشخص، ساختار قانونی، شیوه اجرای قانون، امکان دسترسی به حمایت و خطر آینده را روشن میکند، اما جایگزین بررسی پرونده فردی نیست.
عناصر شخصی شامل سن، جنسیت، هویت، پیشینه خانوادگی، محل زندگی، فعالیتها، میزان شناختهشدن، سوابق بازداشت یا احضار، ارتباط با اشخاص یا گروهها، تجربه خشونت و تحولاتی است که پس از خروج رخ دادهاند. اهمیت هر عنصر از ارتباط آن با خطر ادعایی تعیین میشود؛ یک عامل در دو پرونده میتواند آثار متفاوتی داشته باشد.
وضعیت کشور مبدأ در تاریخی سنجیده میشود که تصمیم درباره درخواست یا اجرای بازگشت اتخاذ میشود. تحول سیاسی، تغییر در اجرای قوانین، افزایش یا کاهش برخورد با یک گروه، وقوع مخاصمه و تغییر در امکان حمایت میتواند ارزیابی را دگرگون کند. اتکا به تصویری تاریخی که دیگر با زمان تصمیم منطبق نیست، برای سنجش خطر آینده کافی نیست.
اطلاعات عمومی درباره برخورد با یک گروه میتواند ادعای شخص را تقویت یا تضعیف کند، اما نتیجه را خودکار تعیین نمیکند. اطلاعات کشور مبدأ نمیتواند جای خالی روایت فردی را بهطور کامل پر کند و ارزیابی اعتبار روایت نیز نمیتواند بدون توجه به شرایط مستند کشور انجام شود.
عقیده سیاسی واقعی یا منتسب
عقیده سیاسی فقط عضویت رسمی در یک حزب یا سازمان نیست. بیان مخالفت با ساختار حکومتی، فعالیت مدنی یا حقوق بشری، روزنامهنگاری، حضور در تجمع، فعالیت دانشجویی یا صنفی، تولید یا انتشار محتوا، حمایت از یک حرکت اعتراضی و خودداری از مشارکت در رفتار سیاسی تحمیلی میتواند، بر پایه اوضاع پرونده، بیان عقیده سیاسی تلقی شود.
عقیده سیاسی منتسب هنگامی مطرح است که عامل آزار شخص را، درست یا نادرست، مخالف سیاسی بداند. در چنین وضعیتی، نداشتن عضویت واقعی یا نپذیرفتن عقیده منتسبشده خطر را خودکار از میان نمیبرد. موضوع ارزیابی، برداشتی است که عامل خطر از شخص دارد و رفتاری است که بر پایه آن برداشت قابل پیشبینی است.
ارتباط خانوادگی نیز میتواند به انتساب عقیده منتهی شود. فعالیت سیاسی یک والد، همسر، خواهر، برادر یا خویشاوند، بدون دلیل بیشتر برای همه اعضای خانواده خطر یکسان ایجاد نمیکند؛ اما هنگامی که شخص به سبب همان رابطه شناسایی، احضار، تهدید یا تحت فشار قرار گرفته باشد، رابطه خانوادگی بخشی از ارزیابی فردی میشود.
تعقیب کیفری و آزار سیاسی
تعقیب برای یک جرم عادی با آزار به سبب عقیده سیاسی یکسان نیست. ماهیت رفتار منتسب، متن مقرره کیفری، شیوه اجرای آن، استقلال و عادلانهبودن رسیدگی، نوع مجازات و تناسب آن با رفتار در تفکیک تعقیب مشروع از آزار اهمیت دارند.
عنوان کیفری رسمی بهتنهایی ماهیت واقعی پرونده را تعیین نمیکند. اگر اتهام عادی یا امنیتی پوششی برای مجازات عقیده سیاسی باشد، یا قانون به شکل تبعیضآمیز و با مجازاتی شدید و نامتناسب اعمال شود، فرایند کیفری میتواند در قلمرو آزار قرار گیرد. در مقابل، ادعای انگیزه سیاسی بدون ارتباط با واقعیتهای پرونده، وصف کیفری رفتار را خودکار تغییر نمیدهد.
احضاریه، قرار بازداشت، حکم دادگاه، سابقه بازجویی، محدودیت شغلی یا تحصیلی و فشار بر خانواده میتوانند درباره وجود خطر اطلاعات فراهم کنند. هیچیک از این عناصر بهتنهایی قطعی نیست. اصالت، محتوای سند، زمان صدور، ارتباط آن با شخص و سازگاری آن با سایر دادهها در کنار هم ارزیابی میشوند.
فعالیت سیاسی پس از خروج از ایران
فعالیتی که پس از خروج از ایران آغاز شده است میتواند خطر تازهای در صورت بازگشت ایجاد کند. شرکت در تجمع خارج از کشور، مدیریت یا استفاده از حسابهای عمومی در شبکههای اجتماعی، همکاری رسانهای، عضویت در گروه سیاسی و بیان علنی دیدگاهها از نمونههای واقعیتی هستند که ممکن است در ارزیابی قرار گیرند.
صرف انجام فعالیت در خارج از کشور برای احراز خطر کافی نیست. ماهیت و استمرار فعالیت، میزان انتشار، قابلیت شناسایی شخص، محتوای بیان، جایگاه او در فعالیت، واکنشهای ثبتشده، سوابق پیشین و امکان آگاهی عامل خطر بررسی میشوند. تعداد دنبالکنندگان یا انتشار یک تصویر، بدون توجه به این مجموعه، معیار مستقل قانونی نیست.
آغاز فعالیت پس از خروج، بهتنهایی سبب رد ادعا نیست. اگر فعالیت با هدف ساختن ظاهری پرونده و همراه با اطلاعات خلاف واقع انجام شده باشد، این وضعیت بر اعتبار اثر میگذارد. حتی در چنین وضعیتی، وجود خطر واقعی ناشی از شناختهشدن شخص و اصل منع بازگرداندن باید جداگانه سنجیده شود.
دین باور و بیباوری
سبب دینی، داشتن یک دین، تعلق به شاخه یا جامعه دینی معین، تغییر دین، ترک دین، نداشتن باور دینی، شیوه عبادت و خودداری از انجام رفتار دینی تحمیلی را در بر میگیرد. خطر ممکن است از باور واقعی شخص یا از باوری ناشی شود که دیگران به او نسبت میدهند.
در پروندههای مربوط به تغییر دین یا شکلگیری باور پس از خروج از ایران، زمان و مسیر تحول، تجربه شخصی، نحوه مشارکت در جامعه دینی و سازگاری روایت با رفتارهای قابل مشاهده بررسی میشود. دانش نظری درباره یک دین یکی از دادههای ممکن است، اما میزان محفوظات دینی بهتنهایی صدق یا کذب باور را تعیین نمیکند.
آزادی دین فقط اعتقاد درونی را در بر نمیگیرد و میتواند اظهار، عبادت، آموزش، اجتماع و رعایت یا ترک مناسک را نیز شامل شود. امکان جلوگیری از خطر فقط از طریق پنهانکردن باور یا ترک رفتار بنیادی دینی، با وجود حمایت مؤثر یکسان نیست. در عین حال، هر محدودیت در اظهار یا عمل دینی به حد آزار نمیرسد؛ شدت، تکرار و پیامدهای محدودیت تعیینکنندهاند.
تعلق اسمی یا خانوادگی به یک اقلیت دینی برای همه اعضا خطر یکسان ایجاد نمیکند. شناختهشدن شخص، نوع فعالیت، محل زندگی، سابقه برخورد، پیوند خانوادگی، امکان شناسایی و رفتار قابل انتظار در بازگشت از عناصر فردی ارزیابیاند.
جنسیت به عنوان عنصر ادعای حمایتی
جنسیت در متن مواد ۶۱ و ۶۲ به عنوان سبب مستقل نام برده نشده است، اما میتواند عضویت در گروه اجتماعی معین را شکل دهد یا با دین و عقیده سیاسی پیوند پیدا کند. تعریف گروه اجتماعی به ویژگی مشترکی مربوط است که تغییر آن ممکن نیست یا چنان برای هویت و وجدان شخص بنیادی است که اجبار به ترک آن قابل انتظار نیست، همراه با موقعیت متمایز گروه در جامعه مربوط.
ازدواج اجباری، خشونت موسوم به ناموسی، خشونت خانگی شدید، خشونت جنسی، اجبار در پوشش یا رفتار، مجازات مبتنی بر جنسیت، کنترل شدید بر انتخابهای بنیادی زندگی و محرومیتهای انباشته میتوانند، با توجه به شدت و پیامد، در ارزیابی آزار قرار گیرند. ذکر عنوان یک رفتار بدون بررسی دفعات، شدت، عامل، پیامد و دسترسی به حمایت، نتیجه حقوقی را کامل نمیکند.
خشونت مبتنی بر جنسیت ممکن است از عضو خانواده، همسر، جامعه محلی، گروه سازمانیافته یا عامل دولتی ناشی شود. غیردولتیبودن عامل مانع حمایت بینالمللی نیست. در این وضعیت، توانایی و تمایل ساختارهای کشور مبدأ برای پیشگیری، رسیدگی و تأمین حمایت واقعی و پایدار بررسی میشود.
تبعیض قانونی یا اجتماعی علیه زنان و دختران بخشی از زمینه کشور مبدأ است. شناسایی وضعیت حمایتی همچنان به اثر آن ساختار بر شخص معین و رسیدن خطر به آستانه آزار یا آسیب شدید وابسته است. زنبودن بهتنهایی پذیرش خودکار ایجاد نمیکند و نبود خشونت پیشین نیز خطر آینده را خودکار منتفی نمیسازد.
گرایش جنسی و هویت جنسیتی
گرایش جنسی و هویت جنسیتی در شمار پنج سبب با همین عبارات ذکر نشدهاند، اما میتوانند مبنای عضویت در گروه اجتماعی معین باشند. خطر ناشی از گرایش یا هویت واقعی و خطر ناشی از گرایش یا هویت منتسبشده از حیث ارتباط حمایتی قابل ارزیابیاند.
وجود مقررات کیفری، نوع مجازات، اجرای واقعی مقررات، بازداشت یا تعقیب، خشونت اجتماعی، اخاذی، تهدید خانوادگی و امکان برخورداری از حمایت مؤثر، اجزای ارزیابی خطر هستند. وجود یک مقرره بدون بررسی نحوه اجرا تمام ارزیابی را تشکیل نمیدهد؛ نبود محکومیت پیشین نیز نشان نمیدهد که خطر آینده وجود ندارد.
پنهانزیستی پیشین میتواند توضیح دهد که چرا شخص سابقه آشکار رابطه، فعالیت اجتماعی یا برخورد رسمی ندارد. امکان اجتناب از خطر فقط با پنهانکردن گرایش یا هویت، معادل دسترسی به حمایت پایدار نیست. همزمان، اعلام یک هویت بهتنهایی جایگزین بررسی اعتبار روایت و خطر قابل پیشبینی نمیشود.
ارزیابی اعتبار بر کلیشههای مربوط به ظاهر، رفتار، روابط یا دانش فرهنگی استوار نمیشود. مدارک پزشکی یا روانشناختی و جزئیات خصوصی جنسی شرط قانونی اثبات گرایش نیستند. روایت شخص، مسیر شناخت یا بیان هویت، روابط و تجربههای مرتبط و سازگاری کلی اطلاعات در حدود احترام به کرامت و حریم خصوصی سنجیده میشوند.
همپوشانی اسباب حمایتی
یک پرونده ممکن است همزمان چند سبب حمایتی داشته باشد. زنی که در اعتراض به قواعد جنسیتی فعالیت کرده است ممکن است با خطر مرتبط با جنسیت، گروه اجتماعی و عقیده سیاسی روبهرو باشد. شخصی که دین خود را تغییر داده و درباره این تغییر بهطور عمومی سخن گفته است ممکن است هم با سبب دینی و هم با عقیده سیاسی منتسب ارزیابی شود.
گرایش جنسی، هویت جنسیتی، تعلق قومی، دین، وضعیت خانوادگی و فعالیت سیاسی میتوانند یکدیگر را تشدید کنند. تقسیم روایت به بخشهای کاملاً جدا ممکن است ماهیت انباشته خطر را پنهان کند. ارزیابی نهایی مجموع عوامل و اثر متقابل آنها را در نظر میگیرد، بدون آنکه وجود یک عامل بهطور خودکار سایر عناصر قانونی را ثابت کند.
ارتباط با یک سبب حمایتی بر پایه ماهیت واقعی خطر تعیین میشود، نه فقط عنوانی که در درخواست به کار رفته است. یک واقعه میتواند از نظر حقوقی زیر بیش از یک سبب قرار گیرد و نبود تشخیص درست عنوان از سوی متقاضی، واقعیتهای بیانشده را از ارزیابی خارج نمیکند.
عامل آزار و حمایت کشور مبدأ
عامل آزار میتواند نهاد دولتی، مأمور، گروهی که بخش مهمی از قلمرو را کنترل میکند، خانواده یا شخص غیردولتی باشد. در خطر منتسب به نهاد دولتی، دسترسی به حمایت همان ساختار با توجه به ماهیت ادعا سنجیده میشود. وجود مقررات حمایتی در متن قانون، بدون امکان اجرای مؤثر آنها در پرونده شخص، برای اثبات حمایت کافی نیست.
در خطر ناشی از عامل غیردولتی، حمایت باید در عمل در دسترس، مؤثر و پایدار باشد. امکان ثبت شکایت فقط یکی از عناصر است. واکنش واقعی نهادها، استقلال رسیدگی، دسترسی امن به سازوکار، توان جلوگیری از تکرار و پیامد احتمالی مراجعه برای شخص در ارزیابی قرار میگیرد.
خودداری پیشین از درخواست حمایت داخلی میتواند موضوع بررسی باشد، اما نتیجه آن به علت خودداری وابسته است. ترس مستند از افشای هویت، تجربه بیپاسخماندن درخواستهای پیشین، دخالت عامل دولتی یا خطر تشدید خشونت میتواند در ارزیابی امکان واقعی مراجعه اثر داشته باشد.
حمایت در بخش دیگری از ایران
ماده ۷۸ قانون شماره ۶۴۵۸ امکان بررسی حمایت در بخش دیگری از کشور مبدأ را میشناسد. این نتیجه فقط زمانی قابل طرح است که در آن منطقه حمایت در برابر آزار یا آسیب شدید وجود داشته باشد و شخص بتواند بهصورت امن به آنجا سفر کند و در آنجا سکونت یابد.
تغییر شهر بهتنهایی وجود حمایت داخلی را ثابت نمیکند. گستره جغرافیایی عامل خطر، نظام ثبت و نظارت، امکان شناسایی، شبکه خانوادگی یا اجتماعی، سن، سلامت، جنسیت، امکان سکونت قانونی و شرایط فردی در سنجش ایمنی و امکان استقرار اثر دارند. در خطری که از ساختارهای سراسری ناشی میشود، محدودبودن آن به یک محل نیازمند مبنای واقعی است.
طرح امکان حمایت داخلی مانع بررسی کامل درخواست نیست. محل پیشنهادی باید مشخص و در زمان تصمیم قابل دسترس باشد. امکان نظری سفر یا زندهماندن در منطقهای دیگر با امکان سفر امن و استقرار واقعی یکسان نیست.
اثبات و ارزیابی اعتبار
متقاضی مکلف است با فرایند همکاری کند و اطلاعات و اسناد مؤید درخواست را ارائه دهد. بااینحال، قانون فهرست بستهای از مدارک برای اثبات آزار تعیین نکرده است. ماهیت وقایع حمایتی ممکن است موجب شود سند رسمی صادر نشده باشد یا دسترسی امن به آن وجود نداشته باشد.
اظهارات شخص، اسناد هویتی، احضاریه و تصمیم قضایی، سوابق پزشکی، تصاویر، پیامها، محتوای دیجیتال، اسناد فعالیت، شهادت اشخاص و اطلاعات کشور مبدأ میتوانند در کنار یکدیگر ارزیابی شوند. هیچ سندی فقط به سبب عنوان خود قطعی نیست و نبود یک نوع سند نیز بهتنهایی ادعا را رد نمیکند.
جزئیات، انسجام درونی، سازگاری با دادههای بیرونی، امکانپذیری رویدادها و توضیح تفاوتها در ارزیابی اعتبار نقش دارند. تفاوت جزئی با تناقضی که به هسته خطر مربوط است یکسان نیست. فاصله زمانی، ترجمه، سن، سطح آموزش، آثار شکنجه یا ضربه روانی و شرم ناشی از بیان تجربههای جنسی یا خانوادگی میتوانند بر نحوه روایت اثر بگذارند و در همان ارزیابی لحاظ میشوند.
اصل تفسیر شک به سود متقاضی جایگزین همکاری یا ارزیابی اعتبار نیست. این اصل پس از بررسی اطلاعات موجود، تلاش برای روشنکردن واقعیتها و سازگارشناختهشدن کلی روایت اثر مییابد. اطلاعات یا اسناد خلاف واقع میتوانند اعتبار را تضعیف کنند و در شرایط ماده ۷۹ به ارزیابی شتابیافته منتهی شوند، اما همچنان خطر منع بازگرداندن جداگانه بررسی میشود.
مصاحبه و محرمانگی در ادعاهای حساس
مصاحبه فردی ابزار اصلی روشنشدن وقایع و خطر است. ماده ۷۵ انجام مصاحبه را با رعایت محرمانگی و فراهمکردن امکان بیان مؤثر مقرر میکند. حضور اعضای خانواده در مصاحبه به ضرورت و رضایت شخص وابسته است؛ زیرا ممکن است مبنای دینی، سیاسی، جنسیتی یا مربوط به گرایش جنسی از خانواده پنهان مانده باشد.
خدمت ترجمه در صورت درخواست در مراحل درخواست، ثبت و مصاحبه فراهم میشود. دقت ترجمه در نام اشخاص و نهادها، اصطلاحات دینی و سیاسی، توصیف هویت و بیان خشونت اثر مستقیم بر ثبت روایت دارد. در پایان هر مصاحبه صورتجلسه تنظیم و یک نسخه آن به شخص مصاحبهشونده داده میشود.
وکیل میتواند بنا بر درخواست متقاضی به عنوان ناظر در مصاحبه حضور داشته باشد. ماهیت شخصی درخواست باقی میماند و روایت خطر از سوی خود متقاضی بیان میشود. وضعیت اشخاص دارای نیاز ویژه و آثار شکنجه، تعرض جنسی یا خشونت شدید روانی، جسمی یا جنسی در شیوه انجام مصاحبه مورد توجه قرار میگیرد.
ماده ۹۴ محرمانگی تمام اطلاعات و اسناد پرونده را اصل قرار میدهد. این قاعده در ادعاهایی که افشای عقیده، تغییر دین، تجربه خشونت یا گرایش و هویت جنسی میتواند شخص یا بستگان او را در معرض خطر قرار دهد، اهمیت مستقیم دارد. محرمانگی پرونده از ارزیابی اصالت و اعتبار اطلاعات جلوگیری نمیکند.
خطر گذشته و خطر آینده
برخورد گذشته میتواند نشانه مهمی از خطر آینده باشد، اما شرط ضروری شناسایی حمایت نیست. شخصی که پیش از خروج بازداشت یا آسیب ندیده است ممکن است به سبب تحول بعدی، شناختهشدن تازه، فعالیت خارج از کشور یا تغییر در شرایط ایران با خطر آینده روبهرو شود.
وجود آزار گذشته نیز نتیجه مثبت غیرقابل تغییر ایجاد نمیکند. علت واقعه، استمرار علاقه عامل خطر، تحول شرایط، وضعیت کنونی شخص و امکان حمایت در زمان تصمیم بررسی میشوند. فاصله زمانی فقط در ارتباط با این عناصر معنا پیدا میکند و عدد ثابتی وجود ندارد که پس از آن خطر گذشته خودکار بیاثر شود.
معیار حمایت بر خطر آیندهنگر استوار است و اثبات قطعیت وقوع آسیب را مطالبه نمیکند. در عین حال، امکان صرفاً فرضی یا دور از واقع برای احراز ترس موجه کافی نیست. واقعیتهای فردی و اطلاعات معتبر کشور مبدأ باید مبنایی عینی برای پیشبینی خطر ایجاد کنند.
نتیجه حقوقی ارزیابی
اگر خطر آزار با عقیده سیاسی، دین یا عضویت در گروه اجتماعی معین مرتبط باشد و سایر شرایط ماده ۶۲ تحقق یابد، نتیجه حقوقی برای ادعای ناشی از ایران پناهندگی مشروط است. جنسیت، هویت جنسیتی و گرایش جنسی میتوانند در قالب گروه اجتماعی معین یا در پیوند با دین و عقیده سیاسی این ارتباط را تشکیل دهند.
اگر پیوند با یکی از پنج سبب احراز نشود، اما بازگشت خطر مجازات اعدام، شکنجه یا رفتار غیرانسانی یا تحقیرآمیز، یا تهدید جدی فردی ناشی از خشونت بیضابطه در مخاصمه مسلحانه ایجاد کند، حمایت ثانویه بر پایه ماده ۶۳ مطرح میشود. عنوانی که متقاضی برای خطر انتخاب کرده است مانع اعمال تعریف حقوقی منطبق با واقعیتها نیست.
اگر عناصر پناهندگی مشروط یا حمایت ثانویه کامل نشوند، اصل منع بازگرداندن همچنان بهطور مستقل بررسی میشود. رد وضعیت حمایتی بهتنهایی مجوز فرستادن شخص به مقصدی نیست که در آن خطر شکنجه، رفتار ممنوع یا تهدید جان یا آزادی به یکی از اسباب حمایتی وجود دارد.
تصمیم منفی و نظارت حقوقی
تصمیم منفی باید دلایل مادی و مبنای حقوقی خود را بیان کند و به شخص، نماینده قانونی یا وکیل او ابلاغ شود. ارزیابی کلی که رابطه میان اطلاعات کشور مبدأ، روایت فردی، اعتبار، حمایت داخلی و خطر آینده را نشان ندهد، امکان کنترل مؤثر قانونیبودن تصمیم را محدود میکند.
در تصمیم عادی منفی درباره حمایت بینالمللی، اعتراض به کمیسیون ارزیابی حمایت بینالمللی ظرف ده روز از ابلاغ و دعوای مستقیم در دادگاه اداری صالح ظرف سی روز از ابلاغ در قانون پیشبینی شده است. تصمیمهای عدم پذیرش و تصمیمهای صادرشده در ارزیابی شتابیافته فقط از طریق دادگاه اداری و ظرف پانزده روز از ابلاغ قابل طرحاند.
رسیدگی دادگاه به تصمیم عدم پذیرش یا ارزیابی شتابیافته باید ظرف پانزده روز پایان یابد و رأی در این موضوع قطعی است. در مدت اعتراض اداری یا رسیدگی قضایی موضوع ماده ۸۰، حضور شخص در ترکیه مجاز باقی میماند. این مهلتها از مهلت هفتروزه دعوا علیه تصمیم جداگانه اخراج متمایزند.
نتیجهگیری
ادعاهای مبتنی بر عقیده سیاسی، دین، جنسیت و گرایش جنسی برای شهروندان ایرانی بر پایه عنوان گروه یا ادعا پذیرفته یا رد نمیشوند. موضوع تعیینکننده، وجود خطر شخصی و آیندهنگر، شدت رفتار، ارتباط آن با سبب حمایتی، هویت عامل خطر و دسترسی واقعی به حمایت مؤثر در ایران است.
عقیده سیاسی میتواند واقعی یا منتسب باشد؛ سبب دینی باور، تغییر باور، بیباوری و شیوه اظهار آن را در بر میگیرد؛ و جنسیت، هویت جنسیتی و گرایش جنسی میتوانند عضویت در گروه اجتماعی معین یا پیوند با سبب سیاسی یا دینی ایجاد کنند. خشونت غیردولتی نیز در صورت نبود حمایت مؤثر میتواند در قلمرو حمایت بینالمللی قرار گیرد.
اطلاعات کشور مبدأ و روایت فردی مکمل یکدیگرند. سند رسمی شرط انحصاری اثبات نیست، اعلام هویت نیز بهتنهایی کافی نیست و پنهانکردن ویژگی بنیادی معادل برخورداری از حمایت پایدار محسوب نمیشود. نتیجه هر پرونده از ارزیابی مجموع وقایع، اعتبار، شرایط زمان تصمیم و آثار بازگشت به دست میآید.

